ایمان مومنی

بی شک میتوان نوشت بی آنکه از خود بپرسم چرا مینویسم.اما نویسنده ای که به حروف نگاری قلمش نگاه میکند،حق دارد که قلم را معلق دارد و به آن بگوید بایست!درباره ی خودت چه می دانی؟به چه هدفی پیش می روی؟چرا نمی بینی که جوهرت ردی نمیگذار د.تو آزادانه پیش میروی امادرخلاء و اگر مانعی بر سر راهت نمیینی برای آن است که هرگز نقطه ی آغازت را ترک نکرده ای.و با این همه مینویسی ...حال آنچه را انجام ندادی انجام داده ای آنچه را ننوشتی نوشته شده،تو به پاک نشدنی محکوم شده ای.(موریس بلانشو.مقاله ی ادبیات و حق مرگ)

استعاره ها ی نه چندان تازه

درباره ی کشور گل

من در کشور گل زندگی می کنم.ما در اینجا گلها را دوست داریم و به آنها احترام می گذاریم.عشق گلها در پوست وخون ماست.ما در کوچه ها وخیابانهای کشورمان گلهای بسیاری کاشته ایم.و باغبانهای حرفه ای را برای نگهداری و آبیاری از آنها استخدام کرده ایم.من شخصا جزو گروه فدائیان گل هستم.ما [اعضای گروه فدائیان گل]در تمام مدت با اصلحه در خیابانها حضور داریم و مراقبیم کسی گلها را نچیند یا به آنها بی احترامی نکند.در قانون اساسی کشور من جرایم مختلفی برای بی احترامی یا چیدن گلها در نظر گرفته شده.جریمه ها بر اساس نوع گلها عبارتند از:

چیدن یک گل داوودی ۶ ماه زندان.بی احترامی به آن ٣ ماه زندان.چیدن یک گل نیلوفر ۵ سال زندان . بی احترامی به آن٢ سال زندان.و ١٢ ضربه شلاق.چیدن گل سرخ و لاله ٢ سال زندان.و بی احترامی به آنها:اعدام.وغیره...

نظام حکومتی کشور من نظام گلها نام دارد.در ضمن ما هر شهروند کشورمان را یک گلکار می نامیم.میلیونها گلکار در کشور من زندگی می کنند.

رهبرملی کشور من غلوم باغبون نام دارد.چندین سال پیش مردم ما به رهبری غلوم باغبون برعلیه نظام جبارانه ی قبلی که به گلها احترام نمی گذاشت.قیام کردیم و پیروز شدیم.غلوم باغبون به حکومت رسید وانقلاب ما انقلاب گلها نام گرفت.

بله...غلوم باغبون: مرد توانا و مهربانی که گل انقلاب ما را کاشت.به آن آب داد و از آن مراقبت کردتاشکوفا شود . بزرگ و بزرگتر شود.تا شاید یک روز تمام جهان توانند رایحه ی خوش وعطر دل انگیزش را استشمام کنند.

در کشور من هر فردی موظف است هر روز یک گل بکارد و از آن مراقبت کند.اگر کسی  بتواند فدای یک گل یا حکومت گل شود او شهید وقهرمان است.ما او را با احترام در خاک می گذاریم.  بر مزارش گلهایی می کاریم. و کسانی که جرم سنگینی مرتکب می شوند یا به گلها بی احترامی میکنند را بر خاک این گلها به هلاکت می رسانیم.

غلوم باغبون در سخنرانیهایش در مورد این گلهای شهید صحبت می کند. و به جوانان [که آنان را :غنچه های نوشکفته و گلهای جوان خطاب میکند] توصیه می کند از راه روش  آنان پیروی کنند.غلوم باغبان اهمیت زیادی به این نوع از گلها [جوانان]میدهد.  او در سخنرانیهایش از همه می خواهد  به مسائل و مشکلات آنها رسیدگی شود.از جمله:

١.چگونگی رشد و شاخه برگ گرفتن این گلها

٢.در مواردی نگهداری آنها در فضای بسته و آکواریومی.و رساندن نور آب به مقدار نیاز.

٣.در صورت لزوم سم پاشی وحرص آنها.

سخنرانهای غلوم باغبون در جمع گلکاران متعهد و انقلابی کشورمان صورت می گیرد و با شعارها ی آنها  همراه است. تمام رسانه های صوتی وتصویری بیانات ایشان را به صورت مستقیم پوشش می دهند.و بلند گوها آن را با صدای بلند در سرتاسر کشور پخش می کنند.و [کسانی که شامه ی درستی داشته باشند عطر سخنانش را استشمام می کنند.]

این سخنرانیها در میدان اصلی کشورمان صورت می گیرد.خیابانها به شکل  گلی  طراحی شده که  مرکز آن تخمدانش است مرکز کشور گل نیز این میدان است و تمام راههایش  از این جا میگذرد.

مجسمه ای از غلوم باغبون در این میدان ساخته شده.که بایک کلاه نمدی و بیلی در دست در میان گلها ایستاده.دستش راسایبان چشمها کرده و به دور دستها خیره شده.

انگار دارد به کوهای بلند وسربرافراشته ی کشورمان که پوشیده از گلهاست نگاه میکند.انگار دارد به آینده ی این آب وخاک فکر می کند.و تدبیری برای فرزندان وجوانانش که گلهای باغ این سرزمینند می اندیشد.

 

 

 

 

+ ایمان مومنی ; ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٦
comment نظرات ()