تکه ای از شعر (...؟ )

...

...پس صندلیم در آفتاب به چه فکر می کند ؟

آیا فکر می کند با سایه اش شب را خلق کرده؟

آیا فکر می کند چوب برتر  از در خت است؟

آیا جنگل را فراموش کرده،که کلکسیون فصلها بود؟

 

...

زمستان٨۵

/ 5 نظر / 15 بازدید
مهدی یزدی

سلام ایمان عزیز. چهار خط اول رو خیلی دوست داشتم . شاید می تونست پایان بهتری داشته باشه

شه شه

خواندني تر از خواندني بود . مرسي

سامان (محمدی)

مرسی عالی بود مث همیشه

حمید

سلام. واقعا شعر خودتونه؟! (ناراحت نشو این جمله ی استفهامی همراه با شکی موذیانه حاکی از اونه که خواننده یا شنونده از شعرتون خوشش اومده وگرنه این سوال رو نمی پرسید.) زیبا بود.موفق باشید.