استعاره ها ی نه چندان تازه

درباره ی کشور گل

من در کشور گل زندگی می کنم.ما در اینجا گلها را دوست داریم و به آنها احترام می گذاریم.عشق گلها در پوست وخون ماست.ما در کوچه ها وخیابانهای کشورمان گلهای بسیاری کاشته ایم.و باغبانهای حرفه ای را برای نگهداری و آبیاری از آنها استخدام کرده ایم.من شخصا جزو گروه فدائیان گل هستم.ما [اعضای گروه فدائیان گل]در تمام مدت با اصلحه در خیابانها حضور داریم و مراقبیم کسی گلها را نچیند یا به آنها بی احترامی نکند.در قانون اساسی کشور من جرایم مختلفی برای بی احترامی یا چیدن گلها در نظر گرفته شده.جریمه ها بر اساس نوع گلها عبارتند از:

چیدن یک گل داوودی ۶ ماه زندان.بی احترامی به آن ٣ ماه زندان.چیدن یک گل نیلوفر ۵ سال زندان . بی احترامی به آن٢ سال زندان.و ١٢ ضربه شلاق.چیدن گل سرخ و لاله ٢ سال زندان.و بی احترامی به آنها:اعدام.وغیره...

نظام حکومتی کشور من نظام گلها نام دارد.در ضمن ما هر شهروند کشورمان را یک گلکار می نامیم.میلیونها گلکار در کشور من زندگی می کنند.

رهبرملی کشور من غلوم باغبون نام دارد.چندین سال پیش مردم ما به رهبری غلوم باغبون برعلیه نظام جبارانه ی قبلی که به گلها احترام نمی گذاشت.قیام کردیم و پیروز شدیم.غلوم باغبون به حکومت رسید وانقلاب ما انقلاب گلها نام گرفت.

بله...غلوم باغبون: مرد توانا و مهربانی کهگل انقلاب ما را کاشت.به آن آب داد و از آن مراقبت کردتاشکوفا شود . بزرگ و بزرگتر شود.تا شاید یک روز تمام جهان توانند رایحه ی خوش وعطر دل انگیزش را استشمام کنند.

در کشور من هر فردی موظف است هر روز یک گل بکارد و از آن مراقبت کند.اگر کسی  بتواند فدای یک گل یا حکومت گل شود او شهید وقهرمان است.ما او را با احترام در خاک می گذاریم.  بر مزارش گلهایی می کاریم. و کسانی که جرم سنگینی مرتکب می شوند یا به گلها بی احترامی میکنند را بر خاک این گلها به هلاکت می رسانیم.

غلوم باغبون در سخنرانیهایش در مورد این گلهای شهید صحبت می کند. و به جوانان [که آنان را :غنچه های نوشکفته و گلهای جوان خطاب میکند] توصیه می کند از راه روش  آنان پیروی کنند.غلوم باغبان اهمیت زیادی به این نوع از گلها [جوانان]میدهد.  او در سخنرانیهایش از همه می خواهد  به مسائل و مشکلات آنها رسیدگی شود.از جمله:

١.چگونگی رشد و شاخه برگ گرفتن این گلها

٢.در مواردی نگهداری آنها در فضای بسته و آکواریومی.و رساندن نور آب به مقدار نیاز.

٣.در صورت لزوم سم پاشی وحرص آنها.

سخنرانهای غلوم باغبون در جمع گلکاران متعهد و انقلابی کشورمان صورت می گیرد و با شعارها ی آنها  همراه است. تمام رسانه های صوتی وتصویری بیانات ایشان را به صورت مستقیم پوشش می دهند.و بلند گوها آن را با صدای بلند در سرتاسر کشور پخش می کنند.و [کسانی که شامه ی درستی داشته باشند عطر سخنانش را استشمام می کنند.]

این سخنرانیها در میدان اصلی کشورمان صورت می گیرد.خیابانها به شکل  گلی  طراحی شده که  مرکز آن تخمدانش است مرکز کشور گل نیز این میدان است و تمام راههایش  از این جا میگذرد.

مجسمه ای از غلوم باغبون در این میدان ساخته شده.که بایک کلاه نمدی و بیلی در دست در میان گلها ایستاده.دستش راسایبان چشمها کرده و به دور دستها خیره شده.

انگار دارد به کوهای بلند وسربرافراشته ی کشورمان که پوشیده از گلهاست نگاه میکند.انگار دارد به آینده ی این آب وخاک فکر می کند.و تدبیری برای فرزندان وجوانانش که گلهای باغ این سرزمینند می اندیشد.

 

 

 

 

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی با میم قرمز

سلام اولا :قالب نو مبارک[گل] دوما:بابا استاره باز!!![نیشخند]سمبلیک[زبان] سوما:با غلوم باغبون بیشتر از بقیه حال کردم. چهارما:بدون هیچ استعاره و سمبلی جیگرتووووووو[قلب]

محمد

سلام ایمان داستانت ار لحاظ موضوعی خوب بود ولی از لحاظ نوشتاری خیلی جالب نبود. تازه "هرس" درسته نه "حرص" ایمان جان موفق باشی

PEZHMAN

دادا ما مخلصيم

PEZHMAN

سلام كاراتَُ دوباره یه دوره کردم(البت شعر رو می گم) يه نظر به كارات دارم اگه اجازه بدي بيان كنم اونم اينكه شعرت خيلي نايسِ ،ولي از برزخ خودش به طور كامل به من مخاطب ارجاء نمي ده نه نه اشتباه نشه خلع رواني رو خوب بيان مي كنه ولي تير تركش نهايي كارساز نيست به مخاطب ، گويي مخاطب در قدم زدن در شعر شما زخمي ميشه ولي درد رو احساس ِ كمرنگي ازش حس ميكنه . بايد شنونده يا خواننده رو .... برد به ناكجا آباد شعري شاید، و در آنجا به راي خودش ذبح اش كرد تا يگانگي اثر برخوردي متعال به سمت اهداف و يا غايت شعر رو به ارمغان بياره .معزرت .خيلي كارات حسي است البته با بينش فكري آميخته شده .واين نقطه قوت شعر شماست كه برجستگي كآرا رو به شعرات داده .روزگارت به شعر هاي خوب عجين دوست من

مهرداد

قشنگ بود. سعی کن یه بار از اول بنویسیش یه ویراش کنی خیلی بهتر ازین میشه.

--سامان

ایمان جان خوبه آدم کمی توان پذیرش حرف دوستش رو داشته باشه. به ویژه دوست قدیمیشو[نیشخند] من اونقدر با تو تفاوت سنی ندارم پس نمی تونم آقا معلمت باشم. این از این. و دوم اینکه از این به بعد تو رو به جای ایمان می نویسم "عیمان" تا متوجه فرق املای کلمات بشی.. و سه دیگر این که بالای قالب جدید وبت هم "کله ی بی صحاب" معنی رو درست نمی رسونه چو ن "صحاب" از مشتقات اصحاب است و به معنی یاران..ولی منظور تو فکر می کنم "کله ی بی صاحاب" باشه. حالا باز هم بگو چه فرقی می کنه.؟!!!![چشمک].

pezhmankhl

يكي از كارات ُ داشتم مي خوندم يادم اومد خودكار در جايگاه... آيا رقابت در ديدگاه مثلا (نورهاي در خود،درزمان نفوذ كننده را باش) الزامي؟ ، مي دوني من مخاطب به رفتن به نگاه كردن مي كشونه ولي عادي دار با يه نگاه مثه مثه اينكه حا لا نيو مدي م اي........ مي دوني اشتباه نشه كشش ُ دار براي همراهي كردن من مخاطب ُ، ولي سقف لذت بردن مخاطبم تايه حدي مي گه تراز بشه البته ايمان جان اين در غالب سوال مطرح دارم مي كنم . خودت كه مي دوني ما خاطر خاه شعراي توپتيم قربان you pezhmankhl..blogfa.com

آتنا

[اوغ]