یک شعر

از دور  که حرفها کهنه می شود    به چشم،

دوباره مرزی را بیاورم ،عبور کنم

که باز   کهنه شوم.

 

که باز   بنشینم و شماره کنم 

گُذری را که از من و’ منظره   می افتد 

به چشم می آیدوُ   می افتد.

 

از دوباره یِ دور ،   دورتر روم

بازی   دور خودش بچرخد 

ولحظه:

به لحظه     مشایعتم کند.

 

بالای چشمهایم :  کوه بود

بالای کوه  وُ ابروهام: آسمان،

و بالایِ آسمان:

آسمان وُ آسمان .

/ 21 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان

من خودمم ایمانم ولی به عمرم ایمان به این کسشعری ندیده بودم یا اسمتو عوض کن یا به من بگو اسممو عوض کنم

انديشه سبز

سلام ايام مبارك. اللهم عجل لوليك الفرج. موفق باشيد

فاطمی

بابت کامنتی که در وبلاگم گذاشتید ممنونم. بخشی از اون رو بصورت یک پست اوردم. موفق باشید

مهدی

ایمان! شعرت را دوست دارم. مدام زبانت متشخص تر می شود و انگار راحت تر می نویسی

انديشه سبز

سلام .سپاس از حضور تان . به اميد اصلاح همه امور و استفاده مسولين از نظرات، انتقادات و پيشنهادات ارزشمند انديشمندان، علما و دانشجويان مومن و معتقد همچون حضرتعالي در راستاي تحقق جامعه اي عدالت محور و خدمت به ملت هميشه سرفراز ايران اسلامي تا دچار رنج و سختي و مرارت نگردند و زنگي عزتمندي داشته باشند و اجانب به ايران به ديده حقارت نگاه نكنند. به اميد آن روز

سامان ح اصفهانی

درود بر تو ایمان جان..وبت رو به روز کن ّدیگه....با مطلب تازه ای هم به روزم

لیلا مهرپویا

سلام. کارهای زبانی در شعرت گاهی به بازیهای زبانی کشیده می شود. بازی زبانی هم میتواند یک کار زبانی باشد اگر در مفهوم و عمق هم جلو برود. انتهای شعرت به دلیل کم شدن این بازی ها، سطرهایت به فضای صمیمی تری می رسند. این را نوشتم چون گفتی نقد نکردی. حالا نه به خاطر حرفت، بلکه به خاطر شعرت نوشتم. با مهر و شعر. من هم به روزم

لیلا مهرپویا

سلام. کارهای زبانی در شعرت گاهی به بازیهای زبانی کشیده می شود. بازی زبانی هم میتواند یک کار زبانی باشد اگر در مفهوم و عمق هم جلو برود. انتهای شعرت به دلیل کم شدن این بازی ها، سطرهایت به فضای صمیمی تری می رسند. این را نوشتم چون گفتی نقد نکردی. حالا نه به خاطر حرفت، بلکه به خاطر شعرت نوشتم. با مهر و شعر. من هم به روزم

فرزانه عالی ثانی

سلام شعرزیبایی بود اما شعرای پایین یکم نامفهوم بود چندبارم خوندم ولی یکم نامفهوم بود بعضی جاهاش به وب منم سربزنید منتظرم