یک شعر

(پشه گیر کلک)
عنکبوت فکر می تند به گردم
وقتی سرم بر بالشت٬
تا پشه های ماه آزارم ندهند٬
وقتی که نیش تا بناگوش 
  باز... می شود  
 که بخندی؟

ومی خوابد‌‌ عنکبوت وُ میتنم با  یا هو وُ یا حق   تار  ‌تا ماه.
و از‌ هر‌ طرف پشه...
و از هرطرف خندهء ماتیک در وسط گیس...

وزنجیرهایِ به گردِپاهایم را با پاهایم می برم کنار ریل
تا وقتی قطار گذشت...
نه! باز نشد که باز شود گرهء گیسهایت از گرد پام٬
ــ تار بتند عنکبوت بر چشمهات
تا شیطان را گول نزنی که گولت بزند
که اینطور با نگاهت مرا دربه در پاشنهء...  
  از در  در آمدی وُِ ...
با گیسهای در به در شده ات.

که تاب نخورد ٬ نخورند عنکبوت ٬وقتی معاشقه می کرد با عنکبوته٬
وقتی تو گیسهایت را تاب می دادی وُ می خندیدی در آینه به من
  میان من وُِتو٬ این پشه گیر ِکلک٬
ومن از خودبه در به درشدم ...
تاماه تار تنیدم وُِ به گرد تنت تاب خوردم با تو
در میان خنده ها و نازهای آن دو عنکبوت
که جای تو عنکبوت را بوسیدم٬ و عنکبوت تو را
و تا آمدم بگیرمت تار عنکبوت مرا پس زد
وزوز کنان آمدی نیش زدی نیمه شب خون لبهایم را

از این جهان به جهان دگر...
 که ریشه هایش در خاک این جهان
 وعنکبوتها و پشه هایش در این جهان
و من در این جهان وُ تو در آن جهان
باگیسهایی که به گِردهِ پایم٬
و هیدیگر در کدام جهان؟  تا رویِ دیگر ِتو را به من نشان بدهد.

پشت سرم بو میکشند وُ وزوز می کنند٬نمیدانم چرا پشه ها این قدر عاشقمند٬
ریل قطار را صاف بگذارم ٬از نردبانش بالا روم ٬
بروم ٬ببینم این ماهِ خندانِ گیس دراز  می داند؟!
ـــــ  می دانی...
/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

من فقط 5-6 تا شعر از شما خوندم که تو 4 تاش عنکبوت نقش مهمی داشت! فکر کنم تعلق خاطر خاصی به این حشره دارین.

رضا مهدوی

سلام ایمان جان! خوبی؟ ممنون که سر زدی. کار خوبی بود تصاویر بعضی از بندها خوب بود مثل بند اخر به اضافه ی اینکه ارتباط بند های شعرت از کارای قبلی بهتر بود اگر چه چند تا از کارای قبلتو بیشتر دوس ذارم فعلن.....

ramtin zare

salam chand bari shenideo khoondam be rooz kon zood be zood be manam sar bezan be roozam nazar bede

امیر خالقی

تاماه تار تنیدم وُِ به گرد تنت تاب خوردم با تو مرسی حال کردم

سید مهدی موسوی

برخورد نزدیک از نوع سوم!: مهم ترین جلسه نقد «غزل پست مدرن» (به همت کمیسیون فرهنگی شورای شهر گرگان) نقدی بر مجموعه «گریه روی شانه تخم مرغ» (حاوی آثار راه یافته به مرحله نهایی جشنواره غزل پست مدرن به کوشش «رضا پارسا» و با مقدمه «استاد محمدعلی بهمنی») با حضور شاعران و منتقدانی از سراسر کشور زمان: 6 آذر 1387 مکان: گرگان- فلکه شهرداری- پشت شهرداری (کوچه کلیسا)- شورای شهر ساعت 4 بعداز ظهر 6 آذر 1387 (چهارشنبه) دوستانی که تمایل به ارائه نقدهایشان در جلسه را دارند برای هماهنگی بیشتر به وبلاگ مراجعه فرمایند دوستانی که موفق به تهیه این مجموعه خواندنی نشده اند می توانند به آدرس زیر مراجعه فرمایند: http://www.arooz.com/news/1387/03/post_92.php (بر روی اسم کتاب کلیک راست کرده و گزینه save target as... را فشار دهید) «حضور برای عموم افراد آزاد می باشد» منتظر همه ی شاعران، شعر دوستان، منتقدان و... گرامی هستیم

همراوی

با سه مطلبِ صفحه های سگی(طنز)،کارگاه داستان، نقد کتاب بازی آخر بانو نوشته بلقیس سلیمانی همراوی به روز شد نظر یادتون نره

فاطمه اختصاری

(((ببخشید دندانتان توی گردن من است!))) سلام دوست خوبم! به روزم با کلی شعر و مطلب و خبر و ... (((به چیزهای قشنگی که هست فکر بکن!!))) ....الف. لام. میم.... «مهدی موسوی» بودن غمگین است! ....الف. لام. میم.... ميمون، به دُمت نگاه كن! ....الف. لام. میم.... «PMS» مخفف وضعيت پست مدرن «Post Modern Situation» نيست بلكه ... ....الف. لام. میم.... «همين است كه عقل من ادراك مي كند» «شمس» دارد زندگی ام را زیر و رو می کند ....الف. لام. میم.... PLOP! او داشت قِل مي خورد! ....الف. لام. میم.... شماره چهارم فصلنامه‌ی همين فردا بود چاپ شد (به زمان با دید غیرخطی نگاه کنید!) ..... (((شاعر ان خوب به بهشت مي روند، شاعران بد به همه جا!))) (نقدی متفاوط!! و ... راجع به برگزاری جشنواره های شعر کشور) پوتين براي سربازان جديد ... (((پرنده ی نخی ام زیر چرخ خیاطی))) ... و ديگر هیچ!